تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات



    هزاران مرتبه خدا را سپاس که بلاخره کابوس واکسن 6 ماهگی هم به خیر به پایان رسید.
    سوم بهمن صبح زود برای زدن واکسن مراجعه کردیم. بعد از زدن واکسن جیغ زدی و کمی گریه کردی. توی ماشین هم از دست منو و بابایی دلخور بودی. بابایی ما را رسوند خونه و رفت اداره. من موندم و تو. تا ظهر بیقراری کردی اما عصر همه چیز خوب پیش رفت.
    روز اول پای کوچولوت رو کمپرس سرد کردم و روز دوم و سوم حوله گرم گذاشتم.
    عسل مامان حتی تب نکرد. قربونت برم مامانی


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : واکسن ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 4 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر